اینکه تو بین فیلم خورا که عاشق نوعی خاصی از سینما هستن این دستپخت کامرون جایی داره یا نه نمی دونم....ولی دروغ چرا من خیلی این مردک رو دوست دارم.برام مثل یک مهندس می مونه که کارش رو بلده بعضی وقتا بخاطرش کلاه ام رو بر می دارم.بعضی وقتا ناخود آگاه تحسینش کردم.انگار یک تکنسین مجربه .هنوز ترمیناتور رو یادم نرفته اون صحنه ای که اون مردک آرنولد (ربات غول پیکر) مسلسل ششلولش رو از پنجره به طرف پلیسایی که بهش شلیک می کردن گرفت و بعد مثل موتور قایق موتوری اون رو بکار انداخت و هرچی جلوش بود رو درو کرد.یا صحنه ای که همون ربات با چاقو قسمتی از پوست دستش رو می بره تا به چنگهاش برسه و گلوله ای رو از بازوی زخمی یه مرد بیرون بکشه جای تحسین داره ولی هنوزم فکر می کنم یه فیلمساز بزرگ وقتی بزرگه که فقط کارش قابل تحسین نباشه باید یه جایی یه طوری چیز بیشتری برای مخاطبش بین اون همه هیاهوی فیلمش بگذاره
میگن هنوز دود از کنده بلند میشه میگن الان فیلمسازی کار سختی شده ولی هنوز اسطوره ها زنده ان.یکیش همین کامرون-اعتراف میکنم این رو خیلی خیلی بیشتر از هم پیاله هاش یعنی جورج لوکاس و اسپیلبرگ دوست دارم-ولی خوب بعد از دیدن فیلم یه حسی به من گفت خوب چقدر هالیوود می خواد خودش رو تکرار کنه .یه شرح کوچکی رو فیلم نوشتم که شاید یه خورده لو دهنده باشه

